آموزش کتاب 504 واژه - درس سوم

زبان انگلیسی - آموزش جامع کتاب 504 واژه

درس سوم


1- Typical 2- Minimum 3- Scarce 4- Annual 5- Persuade 6- Essential 7- Blend 8- Visible 9- Expensive 10- Talent 11- Devise 12- Wholesale

Typical
usual; of a kind
معمولي

a. The sinister character in the movie wore a typical costume, a dark shirt, loud tie, and tight jacket.
b. The horse ran its typical race, a slow start and a slower finish, and my uncle lost his wager.
c. It was typical of the latecomer to conceal the real cause of his lateness.

a- شخصيت شرور در فيلم، لباسي نمادين به تن داشت، پيراهني تيره، کراواتي بلند و يک کت تنگ
b- اسب در مسابقهاي که ويژه او بودبا شروعي کند و پاياني کندتر شرکت کردو عمويم شرط خود را باخت
c- پنهان کردن دليل واقعي تاخير، از خصوصيات فردي بود که دير مي آمد


Minimum
the least possible amount; the lowest amount
کمترين مقدار ممکن ، پايين ترين مقدار

a. Studies show that adults need a minimum of six hours sleep.
b. The minimum charge for a telephone, even if no calls are made, is about nine dollars a month.
c. Congress has set a minimum wage for all workers.

a- مطالعات نشان مي دهد که افراد بالغ حداقل به شش ساعت خواب نياز دارند
b- کمترين هزينه تلفن، حتي اگر هيچ مکالمه اي هم انجام نشود، حدود سي دلار در ماه است
c- مجلس حداقل دستمزد را براي تمام کارگران مقرر کرده است


Scarce
hard to get; rare
کمياب ، نادر

a. Chairs which are older than one hundred years are scarce.
b. Because there is little moisture in the desert, trees are scarce.
c. How scarce are good cooks?

a- صندلي هايي که بيش از صد سال قدمت دارند، کمياب هستند
b- به خاطر اينکه در بيابان رطوبت کمي وجود دارد، درختان خيلي کميابند
c- آشپزهاي خوب چقدر کم اند


Annual
once a year; something that appears yearly or lasts for a year
سالي يکبار ، چيزي که هر ساله پديدار مي شود يا به مدت يک سال طول مي کشد ، سالانه

a. The annual convention of musicians takes place in Hollywood.
b. The publishers of the encyclopedia put out a book each year called an annual.
c. Plants that live only one year are called annuals.

a- همايش ساليانه موسيقي دانان در هاليوود برگزار مي شود
b- ناشران دايره المعارف هر سال کتابي را منتشر مي کنند که سالنامه ناميده مي شود
c- گياهاني که فقط يک سال دوام مي آورند، يک ساله ناميده مي شوند


Persuade
win over to do or believe; make willing
متقاعد کردن ، راضي کردن

a. Can you persuade him to give up his bachelor days and get married?
b. No one could persuade the captain to leave the sinking ship.
c. Beth’s shriek persuaded Jesse that she was in real danger.

a- آيا مي تواني او را تشويق کني که روزهاي مجرديش را رها کند و ازدواج نمايد؟
b- هيچ کس نتوانست ناخدا را متقاعد کند تا کشتي در حال غرق شدن را ترک کند
c- فرياد بث جسي را متقاعد کرد که او در معرض خطر جدي است


Essential
necessary; very important
ضروري ، بسيار مهم

a. The essential items in the cake are flour, sugar, and shortening.
b. It is essential that we follow the road map.
c. Several layers of thin clothing are essential to keeping warm in frigid climates.

a- آرد، شکر و روغن شيريني پزي مواد اصلي کيک هستند
b- لازم است که نقشه جاده را دنبال کنيم
c- براي گرم ماندن در آب و هواي سرد چند لايه لباس نازک لازم است


Blend
mix together thoroughly; a mixture
کاملاً با هم ترکيب کردن ، مخلوط

a. The colors of the rainbow blend into one another.
b. A careful blend of fine products will result in delicious food.
c. When Jose blends the potatoes together, they come out very smooth.

a- رنگ هاي رنگين کمان با يکديگر ترکيب مي شوند
b- غذاي خوشمزه ترکيب دقيقي است از فرآورده هاي خوب
c- وقتي که خوزه سيب زميني ها را با هم مخلوط کرد، خيلي نرم شدند


Visible
able to be seen
قابل رويت

a. The ship was barely visible through the dense fog.
b. Before the stars are visible, the sky has to become quite dark.
c. You need a powerful lens to make some germs visible.

a- کشتي در ميان مه غليظ به زحمت پيدا بود
b- قبل از اين که ستاره ها قابل رويت شوند، آسمان بايد کاملاً تاريک شود
c- به عدسي هاي قوي تري نياز داري تا بعضي از ميکروب ها را مرئي کني


Expensive
costly; high-priced
گران ، پرهزينه

a. Because diamonds are scarce they are expensive.
b. Margarine is much less expensive than butter.
c. Shirley’s expensive dress created a great deal of excitement at the party.

a- الماس ها به علت کميابي گران هستند
b- کره بسيار گرانتر از مارگاين است
c- لباس گرانبهاي شرلي هيجان زيادي در مهماني به وجود آورد


Talent
natural ability
توانايي ذاتي

a. Medori’s talent was noted when she was in first grade.
b. Feeling that he had the essential talent, Carlos tried out for the school play.
c. Hard work can often make up for a lack of talent.

a- استعداد مدوري وقتي کلاس اول بود مورد توجه قرار گرفت
b- کارلوس که احساس مي کرداستعداد لازم را دارد، شرکت در مسابقه مدرسه را امتحان کرد
c- سخت کوشي اغلب بي استعدادي را جبران مي کند


Devise
think out; plan; invent
ابداع کردن ، برنامه ريزي کردن ، اختراع کردن

a. The burglars devised a scheme for entering the bank at night.
b. I would like to devise a method for keeping my toes from becoming numb while I am ice skating.
c. If we could devise a plan for using the abandoned building, we could save thousands of dollars.

a- سارقين براي ورود شبانه به بانک، برنامه ريزي کردند
b- دوست دارم روشي ابداع کنم که وقتي اسکي روي يخ مي کنم مانع بي حس شدن انگشتان پايم شوم
c- اگر بتوانيم برنامه اي براي استفاده از ساختمان متروکه بيانديشيم، مي توانيم هزاران دلار پس انداز کنيم


Wholesale
in large quantity; less than retail in price
به ميزان گسترده ، کمتر از قيمت خرده فروشي ، عمده فروشي

a. The wholesale price of milk is six cents a quart lower than retail.
b. Many people were angered by the wholesale slaughter of birds.
c. By buying my ties wholesale I save fifteen dollars a year.

a- قيمت عمده فروشي شير در هر کوارت، شش سنت کمتر از خرده فروشي آن است
b- بسياري از مردم از کشتار گسترده پرندگان عصباني مي شوند
c- با خريد تخم مرغ به قيمت عمده فروشي هر سال پانزده دلار پس انداز مي کنم


رمز فایل: novinmad.ir

برچسب ها : TypicalMinimumScarceAnnualPersuadeEssentialBlendVisibleExpensiveTalentDeviseWholesaleآموزش کتاب 504 واژه

کلیه حقوق این سایت برای نوین مدرسه محفوظ می باشد.
novinmad.ir