آموزش کتاب 504 واژه - درس یکم

زبان انگلیسی - آموزش جامع کتاب 504 واژه

درس یکم


1- Abandon 2- Keen 3- Jealous 4- Tact 5- Oath 6- Vacant 7- Hardship 8- Gallant 9- Data 10- Unaccustomed 11- Bachelor 12- Qualify

Abandon
desert; leave without planning to come back; quit
ترک کردن ، ترک کردن بدون قصد بازگشت ، دست کشيدن از

a. When Roy abandoned his family, the police went looking for him.
b. The soldier could not abandon his friends who were hurt in battle.
c. Because Rose was poor, she had to abandon her idea of going to college.

a- وقتي ” روي ” خانواده اش را ترک کرد پليس به جستجويش پرداخت.
b- سرباز نتوانست دوستانش را که در جنگ آسيب ديده بودند ترک کند.
c- چون ” رز ” فقير بود از فکر رفتن به دانشگاه دست کشيد.


Keen
sharp; eager; intense; sensitive
تيز ، مشتاق ، شديد ، حساس

a. The butcher’s keen knife cut through the meat.
b. My dog has a keen sense of smell.
c. Bill’s keen mind pleased all his teachers.

a- چاقوي تيز قصاب گوشت را قطعه قطعه کرد
b- سگ من حس بويايي قوي دارد
c- ذهن مشتاق بيل معلمانش را راضي کرد


Jealous
afraid that the one you love might prefer someone else; wanting what someone else has
هراسان از اينکه شخصي را که دوست داريد ممکن است ديگري را ترجيح دهد ، خواستن آنچه شخص ديگري دارد ، حسود

a. A detective was hired by the jealous widow to find the boyfriend who had abandoned her.
b. Although my neighbor just bought a new car, I am not jealous of him.
c. Being jealous, Mona would not let her boyfriend dance with any of the cheerleaders.

a- بيوه زن حسود کاراگاهي را استخدام کرد تا دوستش را که از او جدا شده بود پيدا کند
b- با اينکه همسايه ام به تازگي ماشين جديدي خريده به او حسادت نمي کنم
c- مونا حسود است و اجازه نمي دهد دوست پسرش با هيچ يک از معرکه گير ها برقصد


Tact
ability to say the right thing
توانايي گفتن سخن مناسب ، تدبير ، کياست

a. My aunt never hurts anyone’s feelings because she always uses tact.
b. By the use of tact, Janet was able to calm her jealous husband.
c. Your friends will admire you if you use tact and thoughtfulness.

a- خاله ام هرگز احساسات کسي را جريحه دار نمي کند چون که او هميشه باتدبير است
b- ژانت توانست با استفاده از تدبير شوهر حسودش را آرام کند
c- اگر تدبير و دقت داشته باشيد دوستانتان شما را ستايش خواهند کرد


Oath
a promise that something is true; a curse
سوگند به اينکه چيزي درست است ، دشنام ، سوگند

a. The President will take the oath of office tomorrow.
b. In court, the witness took an oath that he would tell the whole truth.
c. When Terry discovered that he had been abandoned, he let out an angry oath.

a- فردا رئيس جمهور سوگند اداري مي خورد
b- شاهد در دادگاه سوگند ياد کرد که حقيقت محض را بگويد
c- وقتي تري فهميد که او را ترک کرده اند از روي عصبانيت دشنام داد


Vacant
empty; not filled
خالي ، پر نشده

a. Someone is planning to build a house on that vacant lot.
b. I put my coat on that vacant seat.
c. When the landlord broke in, he found that apartment vacant.

a- کسي قصد دارد روي آن قطعه زمين خالي خانه بسازد
b- من کت خود را روي نيمکت خالي گذاشتم
c- وقتي صاحب خانه در را شکست و وارد شد با آپارتمان خالي مواجه شد


Hardship
something that is hard to bear; difficulty
سختي ، دشواري

a. The fighter had to face many hardships before he became champion.
b. Abe Lincoln was able to overcome one hardship after another.
c. On account of hardship, Bert was let out of the army to take care of his sick mother.

a- جنگجو پيش ازآنکه قهرمان شود مجبور بود با سختي زيادي مواجه شود
b- آبراهام لينکلن قادر بود مشکلات را يکي پس ار ديگري از ميان بردارد
c- برت بدليل مشکلاتش اجازه يافت ارتش را ترک کند تا از مادر بيمارش مراقبت نمايد


Gallant
brave; showing respect for women
شجاع ، کسي که براي خانم ها احترام نشان مي دهد ، زن نواز

a. The pilot swore a gallant oath to save his buddy.
b. Many gallant knights entered the contest to win the princess.
c. Ed is so gallant that he always gives up his subway seat to a woman.

a- خلبان سوگند دليرانه ياد کرد دوستش را نجات دهد
b- شواليه هاي شجاع زيادي براي رسيدن به شاهزاده به رقابت پرداختند
c- ” اد” آنقدر براي زنان احترام قائل است که هميشه جاي خود را در مترو به خانم ها مي دهد


Data
facts; information
حقايق ، اطلاعات

a. The data about the bank robbery were given to the F.B.I.
b. After studying the data, we were able to finish our report.
c. Unless you are given all the data, you cannot do the math problem.

a- شواهد مربوط به سرقت بانک به اف. بي. آي. داده شد
b- پس از بررسي اطلاعات توانستيم گزارش خود را تمام کنيم
c- اگر همه داده ها را نداشته باشيد نمي توانيد مسئله رياضي را حل کنيد


Unaccustomed
not used to something
به چيزي عادت نداشتن ، نامانوس

a. Coming from Alaska, Claude was unaccustomed to Florida’s heat.
b. The king was unaccustomed to having people disobey him.
c. Unaccustomed as he was to exercise, Vic quickly became tired.

a- چون کلود اهل آلاسکا بود به گرماي فلوريدا عادت نداشت
b- پادشاه به داشتن مردمي که از او سرپيچي کنند عادت نداشت
c- از انجا که ويک به تمرين عادت نداشت خيلي زود خسته شد


Bachelor
a man who has not married
مردي که ازدواج نکرده است ، مجرد

a. My brother took an oath to remain a bachelor.
b. In the movie, the married man was mistaken for a bachelor.
c. Before the wedding, all his bachelor friends had a party.

a- برادرم قسم خورد که مجرد باقي بماند
b- در اين فيلم آن مرد متاهل با فردي مجرد اشتباه گرفته شد
c- پيش از مراسم عروسي همه دوستان مجردش جشن گرفتند


Qualify
become fit; show that you are able
صلاحيت داشتن ، واجد شرايط بودن

a. I am trying to qualify for the job which is now vacant.
b. Since Pauline can’t carry a tune, she is sure that she will never qualify for the Girls’ Chorus.
c. You have to be over 5’5" to qualify as a policeman in our town.

a- سعي مي کنم براي شغلي که در حال حاضر بلاتصدي است واجد شرايط بشوم
b- از آنجا که پائولين لحن رسائي ندارد مطمئن است که صلاحيت لازم براي گروه کر دختران را پيدا نخواهد کرد
c- قد شما بايد بلندتر از ?.? فوت باشد تا صلاحيت پليس شدن در شهرمان را پيدا کنيد


رمز فایل: novinmad.ir

برچسب ها : AbandonKeenJealousTactOathVacantHardshipGallantDataUnaccustomedBachelorQualifyآموزش کتاب 504 واژه

کلیه حقوق این سایت برای نوین مدرسه محفوظ می باشد.
novinmad.ir