آموزش کتاب 504 واژه - درس نهم

زبان انگلیسی - آموزش جامع کتاب 504 واژه

درس نهم


1- Vicinity 2- Century 3- Rage 4- Document 5- Conclude 6- Undeniable 7- Resist 8- Lack 9- Ignore 10- Challenge 11- Miniature 12- Source

Vicinity
region near a place; neighborhood
منطقه اي نزديک يک مکان ، همسايگي

a. Living in the vicinity of New York, Jeremy was near many museums.
b. The torrent of rain fell only in our vicinity.
c. We approached the Baltimore vicinity by car.

a- چون جرمي در حوالي نيويورک زندگي مي کرد به موزه هاي زيادي نزديک بود
b- سيل باران فقط در حوالي ما باريد
c- با اتومبيل به اطراف بالتيمور نزديک شديم


Century
100 years
يکصد سال ، قرن

a. George Washington lived in the eighteenth century.
b. The United States is more than two centuries old.
c. Many prominent men have been born in this century.

a- جرج واشنگتن در قرن هجدهم زندگي مي کرد
b- ايالات متحده بيش از دو قرن قدمت دارد
c- بسياري از مردان مشهور در اين قرن متولد شده اند


Rage
violent anger; something that arouses intense but brief enthusiasm
خشم شديد ، چيزي که علاقه ي شديد اما مختصر بر مي انگيزد

a. Joan’s bad manners sent her mother into a rage.
b. In a fit of rage, Francine broke the valuable glass.
c. The mayor felt a sense of rage about the exaggerations in the press.

a- بد رفتاري جوان خشم مادرش را برانگيخت
b- فرانکين در يک جنون آني ليوان قيمتي را شکست
c- شهردار به خاطر بزرگنمايي هاي مطبوعات خشمگين شد


Document
something handwritten or printed that gives information or proof of some fact
چيز دستنويس يا تايپ شده که درباره ي حقيقتي شواهد يا اطلاعات مي دهد

a. Newly discovered documents showed that the prisoner was obviously innocent.
b. The documents of ancient Rome have survived many centuries.
c. We were reluctant to destroy important documents.

a- مدارک به تازگي کشف شده نشان داد که زنداني کاملا بي گناه است
b- اسناد روم باستان قرن هاي زيادي به جاي مانده اند
c- مايل نبوديم که اسناد مهم را از بين ببريم


Conclude
end; finish; decide
تمام کردن ، به پايان رساندن تصميم گرفتن

a. Most people are happy when they conclude their work for the day.
b. The gloomy day concluded with a thunderstorm.
c. Work on the building could not be concluded until the contract was signed

a- بيشتر افراد وقتي کار روزانه شان را تمام مي کنند خوشحالند
b- روز دلگير با رعد و برق به پايان رسيد
c- کار ساختمان تا زمان امضا قرارداد تمام نشد


Undeniable
not to be denied; cannot be questioned
نمي توان انکار کرد ، نمي توان زير سوال برد ، غير قابل انکار

a. The jury concluded that the teenagers were undeniably guilty.
b. It is undeniable that most professionals can beat any amateur.
c. That Leon resented Rita’s good marks in school was undeniable.

a- هيئت منصفه به اين نتيجه رسيد که نوجوانان بي ترديد مقصر هستند
b- مشخص است که اکثر افراد حرفه اي مي توانند هر فرد غير حرفه اي را شکست دهند
c- اينکه لئون از نمرات خوب ريتا در مدرسه تنفر داشت غير قابل انکار بود


Resist
act against; strive against; oppose
عمل کردن برخلاف ، مخالفت کردن با ، مقاومت کردن

a. Totie could not resist eating the chocolate sundae.
b. Tight security measures resisted Jimmy’s entrance into the bank.
c. Harold resisted the opportunity to poke fun at the weird man.

a- توتي نمي توانست جلوي خودش را بگيرد و بستني ميوه اي شکلاتي نخورد
b- اقدامات شديد امنيتي مانع ورود جيمي به بانک شد
c- هارولد با فرصت خنديدن به مرد جديد مقاومت کرد


Lack
be entirely without something; have not enough
کاملاً فاقد چيزي بودن ، به اندازه کافي نداشتن

a. Your daily diet should not lack fruits and vegetables.
b. His problem was that he lacked a variety of talents.
c. As an amateur dancer, Vincent knew that he lacked the professional touch.

a- رژيم غذايي روزانه شما نبايد فاقد ميوه و سبزيجات باشد
b- مشکلش اين بود که فاقد استعدادهاي مختلف بود
c- وين سنت به عنوان رقاصي تازه کار مي دانست که مهارت کافي ندارد


Ignore
pay no attention to; disregard
توجه نکردن به ، ناديده گرفتن

a. Little Alice realized that if she didn’t behave, her parents would ignore her.
b. The student could not answer the question because he ignored the obvious facts.
c. Older brothers and sisters often feel ignored when their parents only spend time with a new baby.

a- آليس کوچولو متوجه شد که اگر مودب نباشد والدينش به او بي توجهي مي کنند
b- دانش آموز نتوانست به سوال پاسخ دهد زيرا حقايق واضح را ناديده گرفت
c- خواهر و برادرهاي بزرگتر وقتي والدين وقتشان را صرف کودک تازه متولد شده مي کنند احساس بي توجهي مي کنند


Challenge
call to a fight
به مبارزه طلبيدن

a. Aaron Burr challenged Alexander Hamilton to a duel.
b. No one bothered to challenge the prominent lawyer.
c. Trying to become a doctor was quite a challenge, Dick discovered.

a- آرون بور، الکساندر هميلتون را براي نبردي تن به تن به مبارزه طلبيد
b- هيچکس خود را به زحمت نمي انداخت که وکيل سرشناس را زير سوال ببرد
c- ديک فهميد که تلاش براي دکتر شدن يک چالش کامل است


Miniature
represented on a small scale
در مقياسي کوچک نشان داده مي شود ، کوچک

a. The young boy wanted a miniature sports car for his birthday.
b. Instead of buying a massive dog, Teddy got a miniature poodle.
c. We were seeking a miniature model of the bulky chess set.

a- پسر بچه براي تولدش ماشين مسابقه کوچکي مي خواست
b- تدي به جاي خريدن يک سگ بزرگ يک پودل کوچک گرفت
c- ما به دنبال نمونه کوچکي از مهره هاي بزرگ شطرنج بوديم


Source
place from which something comes or is obtained
مکاني که از آن چيزي نشات مي گيرد ، منشا ، مبدا ، سرچشمه

a. The college student knew that he needed more than a basic textbook as a source for his report.
b. The source of Buddy’s trouble was boredom.
c. Professor Smith’s speech was a valid source of information on chemistry

a- دانشجو مي دانست که به بيش از يک کتاب درسي پايه به عنوان مرجعي براي گزارشش نياز دارد
b- منشا مشکل بودي خستگي بود
c- سخنراني پروفسور اسميت منبع موثقي از اطلاعات درباره شيمي بود


رمز فایل: novinmad.ir

برچسب ها : VicinityCenturyRageDocumentConcludeUndeniableResistLackIgnoreChallengeMiniatureSourceآموزش کتاب 504 واژه

کلیه حقوق این سایت برای نوین مدرسه محفوظ می باشد.
novinmad.ir