آموزش کتاب 504 واژه - درس ششم

زبان انگلیسی - آموزش جامع کتاب 504 واژه

درس ششم


1- Approach 2- Detect 3- Defect 4- Employee 5- Neglect 6- Deceive 7- Undoubtedly 8- Popular 9- Thorough 10- Client 11- Comprehensive 12- Defraud

Approach
come near or nearer to
نزديک شدن به

a. The lawyers in the Simpson trial were often asked to approach the bench.
b. Her beau kissed Sylvia when he approached her.
c. Ben approached the burden of getting a job with a new spirit.

a- معمولاً از وکلاي حاضر در محاکمه تقاضا مي شد به جايگاه نزديک شوند
b- معشوقه سيلويا وقتي نزديک شد او را بوسيد
c- بن با روحيه جديدي مشکل يافتن شغل را پذيرفت


Detect
find out; discover
پي بردن ، کشف کردن

a. Sam Spade detected that the important papers had vanished.
b. From her voice it was easy to detect that Ellen was frightened.
c. We detected from the messy room that a large group of people had assembled there.

a- سام اسپيد فهميد که برگه هاي مهم ناپديد شده اند
b- از صداي آلن به آساني مي شد فهميد که ترسيده است
c- از اتاق بهم ريخته فهميديم که گروه بزرگي از مردم در آنجا بوده اند


Defect
fault; that which is wrong
عيب ، نقص

a. My Chevrolet was sent back to the factory because of a steering defect.
b. His theory of the formation of our world was filled with defects.
c. The villain was caught because his plan had many defects.

a- شورولت من بخاطر نقص فرمان، به کارخانه برگردانده شد
b- نظريه ي او درباره ي شکل گيري دنياي ما سرشار از اشتباه بود
c- خلافکار دستگير شد چون نقشه اش اشکالات زيادي داشت


Employee
a person who works for pay
شخصي که در ازاي مزد کار مي کند ، کارمند

a. The employees went on strike for higher wages.
b. My boss had to fire many employees when meat became scarce.
c. Joey wanted to go into business for himself and stop being an employee.

a- کارگران براي اضافه دستمزد اعتصاب کردند
b- وقتي گوشت کمياب شد، رييس مجبور شد کارمندان زيادي را اخراج نمايد
c- جوي مي خواست براي خودش کار کند و ديگر کارمند نباشد


Neglect
give too little care or attention to
خيلي کم اهميت دادن يا توجه کردن به

a. The senator neglected to make his annual report to Congress.
b. Bob’s car got dirty when he neglected to keep it polished.
c. It is essential that you do not neglect your homework.

a- سناتور از ارايه گزارش سالانه به کنگره، غفلت کرد
b- ماشين باب کثيف شد وقتي او از براق کردن آن غفلت کرد
c- خيلي مهم است که در انجام تکاليف غفلت نکني


Deceive
make someone believe as true something that is false; mislead
شخصي را وادار به باور چيزي دروغ کردن ، گمراه کردن

a. Atlas was deceived about the burden he had to carry.
b. Virginia cried when she learned that her best friend had deceived her.
c. The villain deceived Chief White Cloud by pretending to be his friend.

a- اتلس را در مورد باري که بايد به دوش مي کشيد، فريب دادند
b- ويرجينيا وقتي فهميد که بهترين دوستش او را فريب داده، گريه کرد
c- خلاف کار، چيف وايت کلارد را باتظاهر به دوستي فريب داد


Undoubtedly
certainly; beyond doubt
قطعاً ، بدون شک

a. Ray’s team undoubtedly had the best debators in our county.
b. The pilgrims undoubtedly assembled to travel to Rome together.
c. If she didn’t want to get into an argument, Valerie would have followed the majority undoubtedly.

a- گروه ري بدون شک بهترين مناظره کنندگان کشور را در اختيار دارد
b- زائران بدون شک جمع شده اند تا با هم به رم سفر کنند
c- اگر او وارد بحث نمي شد، والري بدون شک تابع اکثريت بود


Popular
liked by most people
محبوب اکثر مردم ، پرطرفدار

a. The Beatles wrote many popular songs.
b. At one time mini-skirts were very popular.
c. Popular people often find it hard to evade their many friends.

a- گروه بيتل ها ترانه هاي مشهور بسياري نوشتند
b- زماني دامن هاي کوتاه بسيار پرطرفدار بود
c- براي افراد مشهور معمولاً سخت است که از دوستان بسيار زياد خود، دوري کنند


Thorough
being all that is needed; complete
کامل ، جامع

a. The police made a thorough search of the house after the crime had been reported.
b. My science teacher praised Sandy for doing a thorough job of cleaning up the lab.
c. Mom decided to spend the day in giving the basement a thorough cleaning.

a- بعد از اينکه جنايت گزارش شد، پليس خانه را کاملاً بازرسي کرد
b- معلم علوم سندي را بخاطر تميز کردن کامل ازمايشگاه، تحسين کرد
c- مادر تصميم گرفت تمام روز را صرف تميز کردن کامل زيرزمين کند


Client
person for whom a lawyer acts; customer
شخصي که وکيل براي او کار مي کند ، موکل ، مشتري

a. The lawyer told her client that she could predict the outcome of his trial.
b. My uncle tried to get General Motors to be a client of his company.
c. If this restaurant doesn’t improve its service, all its clients will vanish.

a- وکيل به موکلش گفت، مي تواند نتايج دادگاه را پيش بيني کند
b- عموي من سعي کرد توجه شرکت جنرال موتور را به عنوان مشتري شرکتش، جلب کند
c- اگر اين رستوران خدماتش را بهتر نکند، تمام مشتريان خود را از دست مي دهد


Comprehensive
including much; covering completely
فراگير ، جامع

a. After a comprehensive exam, my doctor said I was in good condition.
b. The engineer gave our house a thorough, comprehensive check-up before my father bought it.
c. Mrs. Silver wanted us to do a comprehensive study of Edgar Allan Poe.

a- بعد از يک معاينه جامع، دکتر به من گفت وضعيت خوبي دارم
b- قبل از اينکه پدرم خانه را بخرد، مهندس يک بازرسي کامل و جامع از آن بعمل آورد
c- خانم سيلور از ما خواست که مطالعه جامعي درباره ادگار آلن پو انجام دهيم


Defraud
take money, rights, etc., away by cheating
گرفتن پول و حقوق ديگران از راه کلاهبرداردي ، کلاهبرداري کردن از

a. My aunt saved thousands of dollars by defrauding the government.
b. If we could eliminate losses from people who defraud the government, tax rates could be lowered.
c. By defrauding his friend, Dexter ruined a family tradition of honesty.

a- عمه من با کلاهبرداري از دولت هزاران دلار پس انداز کرد
b- اگر بتوانيم خسارت ناشي از کلاهبرداري افراد از دولت را نابود کنيم، نرخ ماليات مي تواند کاهش يابد
c- دکستر با فريب دادن دوستش، سنت خانوادگي درستکاري را از بين برد


رمز فایل: novinmad.ir

برچسب ها : ApproachDetectDefectEmployeeNeglectDeceiveUndoubtedlyPopularThoroughClientComprehensiveDefraudآموزش کتاب 504 واژه

کلیه حقوق این سایت برای نوین مدرسه محفوظ می باشد.
novinmad.ir