درس دهم

1- Excel 2- Feminine 3- Mount 4- Compete 5- Dread 6- Masculine 7- Menace 8- Tendency 9- Underestimate 10- Victorious 11- Numerous 12- Flexible

be better than; do better than
برتري داشتن ، بهتر بودن

a. Because he was so small, Larry could not excel in sports.
b. At least Hannah had the security of knowing that she excelled in swimming.
c. Clarence Darrow wanted to become a prominent lawyer, but he felt that he must first excel in history.

a- لاري چون به لحاظ جثه خيلي کوچک بود، نتوانست در مسابقات از همه بهتر باشد
b- هانا حداقل اين اطمينان را داشت که مي دانست در شنا از همه بهتر است
c- کلارنس دارو مي خواست وکيل سر شناسي شود، اما احساس کرد که ابتدا بايستي در مطالعه تاريخ بهترين باشد

of women or girls
زنانه ، مونث

a. When my sister wants to look feminine, she changes from dungarees into a dress.
b. Some men cannot resist staring when they see a woman who is especially feminine.
c. My brother is ashamed to cry at a sad movie because people might think he is behaving in a feminine manner.

a- وقتي خواهرم مي خواهد تا زنانه تر به نظر آيد، او لباس کارش را عوض مي کند و پيراهن زنانه مي پوشد
b- بعضي از آقايان وقتي زني را مي بينند که خيلي خانم است,نمي توتنند دست از خيره شدن بردارند
c- برادرم خجالت مي کشد تا گريه کند در هنگام ديدن فيلم غم انگيز زيرا مردم ممکن است اينطور فکر کنند که او رفتاري زنانه دارد

get up on
سوار شدن ، بالا رفتن از

a. Congressman Gingrich mounted the platform to make his speech.
b. The watchman mounted the tower to see if there were any people in the vicinity.
c. My sister couldn’t mount the horse so they gave her a pony instead.

a- گينگريچ نماينده کنگره، براي ايراد سخنراني از تريبون بالا رفت
b- خواهرم نتوانست سوار اسب شود بنابراين آنها در عوض، يک اسب کوچک به او دادند
c- خواهرم نتوانست سوار اسب شود بنابراين آنها در عوض، يک اسب کوچک به او دادند

try hard to get something wanted by others; be a rival
تلاش سخت براي دست آوردن چيزي که ديگران هم خواهان آن هستند ، رقابت کردن

a. Steffi Graf was challenged to compete for the tennis title.
b. The runner was reluctant to compete in front of his parents for the first time.
c. When the amateur became a pro, he had to compete against better men.

a- استفي گرفبه مبارزه دعوت شد تا براي عنوان قهرماني تنيس مسابقه دهد
b- دونده تمايلي نداشت که براي اولين بار در جلوي والدين خود، در مسابقه شرکت کند
c- وقتي که آماتور، يک بازيکن حرفه اي شد، مجبور بود که با مردان برتري مسابقه دهد

look forward to with fear; fear greatly; causing great fear
با ترس چشم انتظار چيزي بودن ، خيلي ترسيدن ، خيلي ترساندن

a. The poor student dreaded going to school each morning.
b. He had a dread feeling about the challenge he was about to face.
c. I dread going into that deserted house.

a- دانش اموز ضعيف هر صبح از رفتن به مدرسه وحشت داشت
b- از چالشي که قرار بود با آن مواجه شود، احساس ترس داشت
c- مي ترسم وارد آن خانه متروکه شوم

of man; male
مردانه ، مذکر

a. The boy became more masculine as he got older.
b. It is undeniable that his beard makes him look masculine.
c. The girls liked Jerry because of his masculine ways.

a- هر چه سن پسر بچه بالا رفت [رفتارش] مردانه تر شد
b- جاي ترديد نيست که ريش [ظاهر] او را مردانه جلوه مي دهد
c- دختران "جري " را به خاطر رفتار مردانه اش دوست داشتند


a. Irv’s lack of respect made him a menace to his parents.
b. The torrents of rain were a menace to the farmer’s crops.
c. Sergeant Foy’s raw language was an obvious menace to the reputation of the entire police department.

a- احترام نگذاشتن "ايروا" او را تبديل به تهديدي براي والدينش کرد
b- رگبار باران، خطري براي محصولات کشاورزان بود
c- سبک گفتار خام گروهبان "فوي" تهديدي اشکار براي آبروي کلّ اداره ي پليس بود

leaning; movement in a certain direction
گرايش ، حرکت به سوي خاص ، تمايل

a. My algebra teacher has a tendency to forget the students’ names.
b. His tendency was to work hard in the morning and then to take it easy in the afternoon.
c. The tendency in all human beings is to try to survive.

a- معلم جبر من عادت دارد که نام دانش آموزان را فراموش کند
b- عادت او اين بود که صبح ها به سختي کار کند و سپس بعد از ظهر ها استراحت کند
c- گرايش در همه انسان ها تلاش براي بقاء است

set too low a value, amount, or rate
دست کم گرفتن

a. I admit that I underestimated the power in the bulky fighter’s frame.
b. Undoubtedly the boss underestimated his employee’s ability to work hard.
c. The value of our house was underestimated by at least two thousand dollars.

a- من اعتراف مي کنم که قدرت بدني آن رزمنده تنومند را دست کم گرفتم
b- بون شک رئيس تواناي سخت کوشي کارمندش را ناچيز شمرد
c- قيمت خانه ما حداقل دو هزار دولار کمتر از حد برآورد شد

having won a victory; conquering
پيروز ، فاتح

a. Playing in New Jersey, the Giants were victorious two years in a row.
b. Terry faced the challenge with the bad attitude that he could not be victorious.
c. Our girls’ volleyball squad was victorious over a taller team.

a- جاينتز که در "نيوجرسي" بازي مي کردند، دو سال پي در پي فاتح بودند
b- تري با اين تلقي که نمي تواند برنده شود، به آن مبارزه پرداخت.
c- تيم واليبال دختران ما بيشتر از يک تيم بلند تر موفق بودند

very many; several
بسيار زياد ، متعدد

a. Critics review numerous movies every week.
b. Dr. Fischer had resisted accepting money from the poor woman on numerous house calls.
c. The debator used numerous documents to back up his statements.

a- منتقدين، فيلم هاي زيادي را هر هفته مرور مي کنند
b- دکتر "فيشر" از پذيرفتن پول زن فقيري که او را به بارها در خانه ويزيت کرده بود خودداري کرد
c- مناظره کننده از مدارک زيادي براي اثبات ادعاي خود استفاده کرد

easily bent; willing to yield
تاشو ، انعطاف پذير

a. The toy was flexible, and the baby could bend it easily.
b. Remaining flexible, Nick listened to arguments from both sides.
c. A mouse’s flexible body allows it to squeeze through narrow openings.

a- اسباب بازي نرم بود و کودک به راحتي مي توانست آن را خم کند
b- نيک با انعطاف پذيري به مباحثات هر دو جناح گوش داد
c- بدن انعطاف پذير موش، به او اين امکان را مي دهد که خود را از سوراخ کوچکي به زور عبور دهد

رمز فایل: novinmad.ir

برچسب ها : ExcelFeminineMountCompeteDreadMasculineMenaceTendencyUnderestimateVictoriousNumerousFlexibleآموزش کتاب 504 واژه

کلیه حقوق این سایت برای نوین مدرسه محفوظ می باشد.