آموزش کتاب 504 واژه - درس شانزدهم

زبان انگلیسی - آموزش جامع کتاب 504 واژه

درس شانزدهم


1- Slender 2- Surpass 3- Vast 4- Doubt 5- Capacity 6- Penetrate 7- Pierce 8- Accurate 9- Microscope 10- Grateful 11- Cautious 12- Confident

Slender
long and thin; limited; slight
کشيده و باريک ، محدود ، اندک

a. Carlotta’s slender figure made her look somewhat taller than she was.
b. There was only a slender chance that you could conceal the truth.
c. The slender thief was able to enter the apartment through the narrow window.

a- اندام باريک "کارلوتا" او قدري بلندتر از آنچه که بود، نشان مي داد
b- شانس اندکي وجود داشت که مي توانستيد حقيقت را کتمان کنيد
c- دزد لاغر توانست از طريق پنجره کوچک، وارد آپارتمان شود


Surpass
do better than; be greater than; excel
بهتر بودن از ، بيشتر بودن از ، برتري داشتن

a. The machines of the twentieth century surely surpass those of earlier times.
b. Most farmers believe that rural life far surpasses urban living.
c. It is undeniable that a cold lemonade in July cannot be surpassed.

a- ماشين هاي قرن بيستم، مطمئناً از دوره هاي قبلي بهتر هستند
b- بيشتر کشاورزان بر اين عقيده هستند که زندگي روستايي خيلي بهتر از زندگي شهري است
c- بدون شک در ماه جولاي هيچ چيز نمي تواند بهتر از يک ليموناد خنک باشد


Vast
very great; enormous
بسيار زياد ، عظيم

a. Daniel Boone explored vast areas that had never been settled.
b. Our campus always seems vast to new students.
c. Vast differences between the two sides were made clear in the debate.

a- دانيل بون مناطق وسيعي را کشف کرد که هرگز کسي در آنجا ساکن نبوده است
b- فضاي دانشگاه، هميشه براي دانشجويان جديد، وسيع به نظر مي رسد
c- اختلافات عميق، بين دو طرف، در مناظره آشکار شد


Doubt
not believe; not be sure of; feel uncertain about; lack of certainty
باور نکردن ، مطمئن نبودن از ، احساس اطمينان نکردن ، عدم اطمينان ، ترديد کردن

a. Scientists doubt that a total cure for cancer will be found soon.
b. The question of whether he could survive the winter was left in doubt.
c. We don’t doubt that the tradition of marriage will continue.

a- دانشمندان ترديد دارند که درمان کامل براي سرطان به زودي کشف شود
b- اين سوال که ايا او مي توانست زمستان را سپري کند، مورد شک و ترديد بود
c- شک نداريم که سنّت ازدواج پابرجا خواهد ماند


Capacity
amount of room or space inside; largest amount that can be held by a container
مقدار جا يا فضاي داخل ، بيشترين مقداري که يک ظرف مي تواند بگيرد ، ظرفيت

a. A sign in the elevator stated that its capacity was 1100 pounds.
b. The gasoline capsule had a capacity of 500 gallons.
c. So well-liked was the prominent speaker that the auditorium was filled to capacity when he began his lecture.

a- تابلو در آسانسور نشان مي داد که ظرفيتِ آن 1100 پوند است
b- کپسول بنزين، 500 گالن ظرفيت داشت
c- سخنران آنقدر محبوب بود که وقتي سخنراني شروع شد ظرفيت سالن پر شد


Penetrate
get into or through
داخل يا وارد شدن

a. We had to penetrate the massive wall in order to hang the mirror.
b. Although Kenny tried to pound the nail into the rock with a hammer, he couldn’t penetrate the hard surface.
c. The thieves penetrated the banks security and stole the money.

a- ما مجبور بوديم ديوار محکم را سوراخ کنيم تا آينه را آويزان کنيم
b- گرچه "کني" سعي کرد که با چکش ميخ را به داخل سنگ بکوبد، اما نتوانست سطح سخت سنگ را سوراخ کند
c- دزدان توانستند به سيستم امنيتي بانک رخنه کنند و پول ها را بدزدند


Pierce
go into; go through; penetrate
وارد شدن ، داخل شدن ، نفوذ کردن

a. My sister is debating whether or not to get her ears pierced.
b. I tried to ignore his bad violin playing, but the sound was piercing.
c. Halloran violently pierced the skin of his rival, causing massive bleeding.

a- خواهرم در مورد اين قضيه بحث مي کند که ايا گوشش را سوراخ کند يا نه
b- سعي کردم توجهي به نواختن بد ويولون او نکنم، اما صدايش داشت گوش هايم را کر مي کرد
c- هالوران به طور وحشيانه اي، پوست رقيبش را پاره کرد و موجب خونريزي شديدي شد


Accurate
exactly right as the result of care or pains
دقيق ، صحيح ، درست

a. Ushers took an accurate count of the people assembled in the theatre.
b. Emma’s vision was so accurate that she didn’t need glasses.
c. In writing on the topic, Vergil used accurate information.

a- بليط فروشان شمارش دقيقي از افرادي که در تئاتر جمع شده بودند، انجام دادند
b- قدرت ديد "اما" آنقدر دقيق بود که نيازي به عينک نداشت
c- ورژيل در نگارش درباره آن موضوع، از اطلاعات دقيقي استفاده نمود


Microscope
instrument with a lens for making objects larger so that one can see things more clearly
ابزاري داراي يک لنز براي بزرگتر کردن اشياء که فرد بتواند آن ها را واضح تر ببيند ، ميکروسکوپ

a. The students used a microscope to see the miniature insect.
b. When Young Oprah’s birthday came around, her uncle gave her a microscope.
c. Using a microscope, the scientist was able to probe into the habits of germs.

a- دانش آموزان از ميکروسکوپ براي ديدن حشره بسيار ريز استفاده کردند
b- وقتي تولد "اوپراي" جوان شد، عمويش يک ميکروسکوپ به او داد
c- با به کار بردن ميکروسکوپ، دانشمندان توانستند عملکرد ميکروب ها را بررسي کنند


Grateful
feeling gratitude; thankful
احساس قدر داني کردن ، ممنون

a. The majority of pupils felt grateful for Mr. Ash’s help.
b. We were grateful that the gloomy weather cleared up on Saturday.
c. In his letter, Waldo told how grateful he was for the loan.

a- اکثر دانش آموزان به خاطر کمک اقاي "اش"، سپاسگزار بودند
b- خوشحال بوديم که هواي ابري در روز شنبه صاف شد
c- والدو در نامه اش اعلام کرد که چقدر ممنون بود به خاطر وامي که به او داده بودند


Cautious
very careful; never taking chances
بسيار دقيق ، هرگز بر اساس احتمال عمل نمي کند

a. Be cautious when you choose your opponent.
b. Good authors are cautious not to exaggerate when they write.
c. If the rain is falling in torrents, it is best to drive cautiously.

a- ئر انتخاب حريفت مواظب باش
b- نويسندگان خوب، مواظب هستند که در نوشتن اغرلق نکنند
c- اگر باران سيل آسايي آمد، بهترين کار اين است که با احتياط رانندگي کني


Confident
firmly believing; certain; sure
معتقد سفت و سخت ، مطمئن

a. Judge Emery was confident he could solve the conflict.
b. When he lifted the burden, Scotty was confident he could carry it.
c. Annette was confident she would do well as a nurse.

a- قاضي "امري" خاطر جمع بود که مي تواند دعوا را حل و فصل نمايد
b- وقتي که "اسکاتي" بار را بلند کرد، مطمئن بود که مي تواند آن را حمل کند
c- آنتي مطمئن بود که به عنوان يک پرستار در کارش موفق خواهد بود


رمز فایل: novinmad.ir

برچسب ها : SlenderSurpassVastDoubtCapacityPenetratePierceAccurateMicroscopeGratefulCautiousConfidentآموزش کتاب 504 واژه

کلیه حقوق این سایت برای نوین مدرسه محفوظ می باشد.
novinmad.ir