توضیح کامل درس - انجام تمام آزمایش ها و فعالیت ها به صورت تعاملی –ارزشیابی در طول تدریس و در پایان هر فصل - ارائه مطالب تکمیلی و نکات طلایی و تستی

آموزش کتاب 504 واژه - درس بیست و یکم

زبان انگلیسی - آموزش جامع کتاب 504 واژه

درس بیست و یکم


1- Plea 2- Weary 3- Collide 4- Confirm 5- Verify 6- Anticipate 7- Dilemma 8- Detour 9- Merit 10- Transmit 11- Relieve 12- Baffle

Plea
request; appeal; that which is asked of another
درخواست ، خواهش ، آنچه از ديگري خواسته مي شود

a. The employees turned in a plea to their boss for higher pay.
b. The President’s plea to release the captives was denied by the enemy.
c. In court today, the judge consented to the lawyer’s plea for a light sentence.

a- کارمندان، حقوق بيشتري از رئيس خود درخواست کردند
b- درخواست رئيس جمهور براي آزادسازي اُسرا، توسط دشمن رد شد
c- در دادگاه امروز قاضي با درخواست وکيل براي تخفيف مجازات براي موکل خود موافقت نمود


Weary
tired
خسته

a. I am weary of debating the same topic all day.
b. The farmer grew weary of bringing in the harvest every year for the past forty summers.
c. Let me rest my weary bones here before the march commences.

a- از اينکه هر روز در مورد موضوع يکسان بحث کنم، به شدت خسته هستم
b- کشاورز از برداشت هر ساله محصول طي چهل تابستان گذشته، به شدت خسته شد
c- اجازه بده قبل از اينکه رژه شروع شود اينجا خستگي ام در برود


Collide
come together with force
با نيرو به هم خوردن

a. When the two autos collided, the people in the fragile smaller car perished.
b. Committees are exploring ways of keeping cars from colliding.
c. In my estimate the two bicycles collided at five o’clock.

a- وقتي که دو اتومبيل به هم خوردند، افرادي که در اتومبيل کوچکتر بودند، جان خود را از دست دادند
b- هيئت هاي بررسي به دنبال کشف راه هايي براي جلوگيري اتومبيل ها از تصادف کردن هستند
c- حدس مي زنم که دو دوچرخه، ساعت پنج با هم تصادف کردند


Confirm
prove to be true or correct; make certain
اثبات اين که چيزي درست يا صحيح است ، اطمينان دادن

a. The way Victor talked back to his mother confirmed that he was defiant.
b. A probe of the criminal’s background confirmed that he had been in jail numerous times.
c. Years of research confirmed the theory that smoking is harmful.

a- نحوه پاسخگويي "ويکتور" به مادرش، نشان داد که او آدم گستاخي است
b- بررسي پرونده متهم تاييد کرد که قبلا دفعات زيادي در زندان بوده است
c- سال ها مطالعه، نظريه مضر بودن سيگار کشيدن را، مورد تاييد قرار داد


Verify
prove to be true; confirm
اثبات اين که چيزي درست است ، تاييد کردن

a. A "yes man" is an employee who will verify everything the boss says.
a. I was there as a witness to verify the charges against the bus driver.
b. The data I turned in were verified by the clerks in our office.

a- بله قربان گو کارمندي است که هر چيزي که رييس مي گويد، تصديق مي کند
b- من به عنوان يک شاهد در آنجا حضور داشتم تا اتهامات بر عليه راننده اتوبوس را تاييد کنم
c- اطلاعاتي را که تحويل پليس دادم، توسط کارمندان اداره مورد تاييد قرار گرفت


Anticipate
look forward to; expect
چشم انتظار بودن ، انتظار داشتن

a. We anticipate a panic if the news is revealed to the public.
b. Harriet anticipated the approach of the mailman with fright.
c. With his weird powers, Lonnie was able to anticipate the ringing of the telephone.

a- اگر اخبار براي مردم فاش شود وحشت عمومي را پيش بيني مي کنيم
b- هاريت با وحشت منتظر نزديک شدن پستچي بود
c- لوني با استفاده از قدرت غير عادي اش، تولنست زنگ زدن تلفن را پيش بيني کند.


Dilemma
situation requiring a choice between two evils; a difficult choice
موقعيتي که نيازمند انتخاب بين دو چيز بد است ، يک انتخاب دشوار

a. It is sensible not to panic in the face of a dilemma.
b. Lottie faced the dilemma of whether to approve of the operation or not.
c. In The Lady or the Tiger, the hero had the dilemma of which door to open.

a- معقول است که در برخورد با يک وضعيت دشوار هراس به دل راه ندهيم
b- لوتي سر دو راهي قرار گرفته بود که آيا عمل جراحي را قبول کند يا نه
c- در فيلم "زن يا ببر" قهرمان بر سر دو راهي قرار گرفته بود که کدام در را باز نمايد


Detour
a roundabout way
يک مسير انحرافي

a. Pop was uneasy about taking the detour in this strange town.
b. In order to evade city traffic, Anthony took a detour.
c. The detour took us ten miles off our course.

a- بابا نگران بود از اينکه در اين شهر غريب، مسير بيراهه را انتخاب کنيم
b- آنتوني به منظور فرار از ترافيک شهر، از جاده فرعي رفت
c- جاده فرعي، ده مايل مسير ما را کوتاه تر کرد


Merit
goodness; worth; value
خوبي ، ارزش

a. There is little merit in lying to those you love.
b. My brother was promoted because of merit, not because of friendship.
c. Do you think the tradition of marriage has any merit?

a- ارزش ندارد به کساني که دوستشان داري دروغ بگويي
b- برادرم به خاطر شايستگي، ترفيع گرفت نه به خاطر روابط دوستي
c- برادرم به خاطر شايستگي، ترفيع گرفت نه به خاطر روابط دوستي


Transmit
send over; pass on; pass along; let through
فرستادن ، انتقال دادن ، عبور دادن

a. Garcia’s message was transmitted to the appropriate people.
b. Scientists can now transmit messages from space vessels to earth.
c. Our local radio station does not transmit broadcasts after midnight.

a- پيغام "گارسيا" به افراد مناسب، ارسال شد
b- دانشمندان اکنونمي توانند پيام ها را از سفينه هاي فضايي به زمين ارسال کنند
c- ايستگاه راديويي محلي ما، بعد از نصف شب برنامه پخش نمي کند


Relieve
make less; make easier; reduce the pain of; replace; release; free
کاستن ، تسکين دادن ، جايگزين کردن ، آسوده و رها کردن ، آزاد کردن

a. The pills relieved the pain from the wound I received in the conflict.
b. A majority of the population wanted to relieve the mayor of his duty.
c. The peace agreement relieved us of the threat of an attack.

a- قرص ها، درد ناشي از دردي را که در دعوا برداشته بودم، تسکين داد
b- اکثريت مردم مي خواستند که شهردار از سمت خود عزل شود
c- معاهده صلح، خيال ما را از تهديد حمله راحت کرد


Baffle
be too hard to understand or solve
درک يا حل آن بسيار دشوار است ، مبهوت کردن

a. How so mediocre a player earned so much money baffled me.
b. The topic of relativity is a baffling one.
c. Sherlock Holmes would undoubtedly have been baffled by the way the crime was committed.

a- اينکه چگونه يک بازيکن معمولي اينطور پولدار شد، مرا متحير ساخت
b- موضوع نظريه نسبيت، موضوعي گيج کننده است
c- شرلوک هولمز مسلماً از نحوه رخ دادن جنايت گيج شده بود


رمز فایل: novinmad.ir

برچسب ها : PleaWearyCollideConfirmVerifyAnticipateDilemmaDetourMeritTransmitRelieveBaffleآموزش کتاب 504 واژه

کلیه حقوق این سایت برای نوین مدرسه محفوظ می باشد.
novinmad.ir