آموزش کتاب 504 واژه - درس دوازدهم

زبان انگلیسی - آموزش جامع کتاب 504 واژه

درس دوازدهم


1- Ignite 2- Abolish 3- Urban 4- Population 5- Frank 6- Pollute 7- Reveal 8- Prohibit 9- Urgent 10- Adequate 11- Decrease 12- Audible

Ignite
set on fire
مشتعل کردن

a. Spark plugs ignite in an automobile engine.
b. One match can ignite an entire forest.
c. A careless remark helped to ignite the conflict between the brothers and the sisters.

a- شمع ها در موتور اتومبيل، توليد جرقه مي کنند
b- يک کبريت مي تواند تمام جنگل را به آتش بکشد
c- يک گفته ي نسنجيده، کمک کرد تا اختلاف بين برادران و خواهران شعله ور شود


Abolish
do away with completely; put an end to
کاملاً رها شدن از ، خاتمه دادن به

a. The death penalty has recently been abolished in our state.
b. We abolished numerous laws which didn’t serve any purpose in this decade.
c. My school has abolished final exams altogether.

a- اخيراً مجازات اعدام در ايالت ما مُلغي شده است
b- ما قوانين متعددي را که هيچ کاربردي در اين دهه نداشت لغو کرديم
c- مدرسه ام امتحانات آخر ترم را به کلي برچيده است


Urban
of or having to do with cities or towns
از شهر يا مربوط به شهر

a. Many businesses open offices in urban areas.
b. I plan to exchange my urban location for a rural one.
c. Only a small minority of the people of the United States live far from any urban area.

a- بسياري از مشاغل، دفاتري را در مناطق شهري داير مي کنند
b- من قصد دارم مکان شهري خود را با يک جاي روستايي عوض کنم
c- تنها اقليت کوچکي از مردم ايالات متحده، دور از مناطق شهري زندگي مي کنند


Population
people of a city or country
افراد يک شهر يا کشور ، جمعيت

a. China has the largest population of any country.
b. The population of the world has increased in every decade.
c. After the recent floods, the population of Honduras was reduced by 10,000.

a- چين بيشترين جمعيت را نسبت به هر کشوري دارد
b- جمعيت دنيا در هر دهه افزايش يافته است
c- بعد از سيل هاي اخير، جمعيت "هوندوراس" به 10000 نفر تقليل يافت


Frank
free in expressing one’s real thoughts, opinions, or feelings; not hiding what is in one’s mind
در بيان انديشه ها ، عقايد و احساسات واقعي آزاد است ، آنچه در ذهن است پنهان نمي کند ، رک

a. Never underestimate the value of being frank with one another.
b. Eretha was completely frank when she told her friend about the sale.
c. People liked Duffy because they knew he would be frank with them.

a- هرگز ارزش روراست بودن با يکديگر را دست کم نگيريد
b- ارتا وقتي که با دوستش راجع به حراجي صحبت مي کرد کاملا صادق بود
c- مردم "دافي" را دوست داشتند چون آنها مي دانستند که او با آنها بي شيله و پيله است


Pollute
make dirty
آلوده کردن

a. The Atlantic Ocean is in danger of becoming polluted.
b. There is much evidence to show that the air we breathe is polluted.
c. It is claimed that soap powders pollute the water we drink.

a- اقيانوس اطلس در معرض آلوده شدن است
b- شواهد زيادي وجود دارد که نشان مي دهد هوايي را که استنشاق مي کنيم، آلوده است
c- ادعا مي شود که پودر صابون، آبي را که مي نوشيم آلوده مي کند


Reveal
make known
آشکار ساختن

a. Napoleon agreed to reveal the information to the French population
b. The evidence was revealed only after hours of questioning.
c. General Motors revealed reluctantly that there were defects in their new Buicks.

a- ناپلئون قبول کرد که آن اطلاعات را به اطلاعِ مردم فرانسه برساند
b- شواهد فقط پس از ساعت ها پرس و جو آشکار شدند
c- جنرال موتورز با اکراه برملا کرد که معايبي در اتومبيل هاي جديدي بيوک وجود دارد


Prohibit
forbid by law or authority
قانوناً منع کردن

a. Elvin’s manager prohibited him from appearing on television.
b. Many homeowners prohibit others from walking on their property.
c. The law prohibits the use of guns to settle a conflict.

a- مديرِ "الوين" از حضورِ او در تلويزيون ممانعت کرد
b- بسياري از مالکين از قدم زدن در ملکشان جلوگيري مي کنند
c- قانون، استفاده از اسلحه را براي فرو نشاندن اختلاف قدغن مي کند


Urgent
demanding immediate action or attention; important
اقدام يا توجه فوري را مي طلبد ، مهم

a. An urgent telephone call was made to the company’s treasurer.
b. The principal called an urgent meeting to solve the school’s numerous problems.
c. When he heard the urgent cry for help, the lifeguard did not hesitate.

a- يک تماس فوري به خزانه دار شرکت شد
b- مدير مدرسه يک جلسه ي اضطراري براي حل مشکلات عديده ي مدرسه تشکيل داد
c- نجات غريق وقتي صداي فرياد براي درخواست کمک اضطراري را شنيد، درنگ نکرد


Adequate
as much as is needed; fully sufficient
آن مقدار که مورد نياز است ، کاملاً کافي

a. Rover was given an adequate amount of food to last him the whole day.
b. A bedroom, kitchen, and bath were adequate shelter for his living needs.
c. Carlos was adequate at his job but he wasn’t great.

a- غذاي کافي به "روور" داده شد تا تمام روز را با آن سپري کند
b- يک اتاق خواب، آشپزخانه، و حمام، سرپناه رضايت بخشي براي نيازهاي زندگي او بود
c- کارلوس در کارش نسبتا خوب بود اما عالي نبود


Decrease
make or become less
کاهش دادن يا کاهش يافتن

a. As he kept spending money, the amount he had saved decreased.
b. In order to improve business, the store owner decreased his prices.
c. The landlord promised to decrease our rent.

a- همين طور که دايم پول خرج مي کرد، مقدار پولي که پس انداز کرده بود، کاهش يافت
b- صاحب فروشگاه به منظور رونق بخشيدن به تجارت، قيمت هاي خود را پايين آورد
c- صاحب خانه قول داد تا اجاره ما را کاهش دهد


Audible
able to be heard
قابل سمع

a. From across the room, the teacher’s voice was barely audible.
b. After Len got his new hearing aid, my telephone calls became audible.
c. Commands from Ann’s drill sergeant were always easily audible.

a- از آن طرف اتاق، صداي معلم به سختي قابل شنيدن بود
b- بعد از اينکه "لن" سمعک جديدش را گذاشت، مکالمات تلفني من براي او قابل شنيدن شد
c- فرامين مشق نظام گروهبان "آن" هميشه به سادگي قابل شنيدن بود


رمز فایل: novinmad.ir

برچسب ها : IgniteAbolishUrbanPopulationFrankPolluteRevealProhibitUrgentAdequateDecreaseAudibleآموزش کتاب 504 واژه

کلیه حقوق این سایت برای نوین مدرسه محفوظ می باشد.
novinmad.ir