آموزش کتاب 504 واژه - درس بیستم

زبان انگلیسی - آموزش جامع کتاب 504 واژه

درس بیستم


1- Emerge 2- Jagged 3- Linger 4- Ambush 5- Crafty 6- Defiant 7- Vigor 8- Perish 9- Fragile 10- Captive 11- Proper 12- Devour

Emerge
come out; come up; come into view
بيرون آمدن ، پديدار شدن ، نمايان شدن

a. When the fight was over, the underdog emerged the winner.
b. You have to be nimble to emerge from the narrow opening in five seconds.
c. What emerged from the bottle was a blend of fruit juices.

a- وقتي که نبرد پايان يافت، شخص از پيش باخته برنده بيرون آمد
b- شما مجبوريد فرز باشيد براي اينکه از يک شکاف باريک ظرف 5 ثانيه، خارج شويد
c- چيزي که از بطري خارج شد، مخلوطي از آب ميوه ها بود


Jagged
with sharp points sticking out; unevenly cut or torn
داراي نوک هاي تيز که بيرون زده اند ، يکنواخت بريده يا پاره نشده است

a. Being reckless, Rudy didn’t watch out for the jagged steel.
b. It’s an enormous job to smooth the jagged edge of a fence.
c. Leslie’s hair was so jagged it was scarcely possible to tell that it had just been cut.

a- رودي از روي غفلت، حواسش به آهن تيز نبود
b- کار بزرگي است که بخواهيم لبه هاي تيز نرده را صاف کنيم
c- موهاي "لسي" چنان پله پله بود که به سختي مي شد گفت که تازگي موهايش را کوتاه کرده است


Linger
stay on; go slowly as if unwilling to leave
ماندن ، آرام حرکت کردن ، گويي که مايل به ترک نيست

a. The odor didn’t vanish but lingered on for weeks.
b. Some traditions linger on long after they have lost their meanings.
c. After the campus closed for the summer, some students lingered on, reluctant to go home.

a- بو از بين نرفت بلکه تا چند هفته باقي ماند
b- بعضي از سنّت ها تا مدت هاي مديد از بين نمي روند به رغم اينکه معناي خود را از دست داده اند
c- بعد از اينکه کوي دانشگاه در تابتان تعطيل شد، بعضي از دانشجويان فس فس مي کردند و براي رفتن به خانه اکراه داشتند


Ambush
a trap in which soldiers or othe enemies hide to make a surprise attack
دامي که در آن سربازان يا دشمنان ديگر مخفي مي شوند تا غافلگيرانه حمله کنند ، کمين

a. The ambush became a tragedy for those who attempted it because they were all killed.
b. General Taylor raved about the ingenious ambush he planned.
c. The troops lay in ambush in the dense woods all through the night.

a- کمينگاه براي کساني که مي خواستند آن را بگيرند تبديل به فاجعه شد، چون همه آنها کشته شدند
b- ژنرال "تايلور" درباره حمله ماهرانه اي که طراحي کرده بود، با حرارت صحبت کرد
c- سربازان در جنگل انبوه، تمام شب را در کمين نشسته بودند


Crafty
skillful in deceiving others; sly; tricky
ماهر در فريب دادن ديگران ، رند ، حقه باز

a. His crafty mind prepared a comprehensive plan to defraud his partners.
b. Leo didn’t use brutal strength against his opponents, but he used his crafty bag of tricks to beat them.
c. The Indians did not fail for the crafty ambush.

a- ذهن زيرک او براي فريب شريک هايش نقشه جامعي را مهيا ساخت
b- ليو از قدرت وحشيانه اش بر عليه رقبايش استفاده نکرد، بلکه براي شکست آنها از حقه هاي زيرکانه زيادي استفاده نمود
c- سرخ پوستان فريب کمينگاه زيرکانه (دشمن) را نخوردند


Defiant
openly resisting; challenging
آشکارا مقاومت مي کند ، مبارزه طلب

a. "I refuse to be manipulated" the defiant young woman told her father.
b. Professor Carlyle was defiant of any attempt to disprove his theory.
c. Defiant of everyone, the addict refused to be helped.

a- زن جوان جسور به پدرش گفت: اجازه نمي دهم کسي مرا آلت دست قرار دهد
b- پروفسور "کارلايل" در مورد هر گونه تلاش براي رد کردن نظريه اش، معترض بود
c- فرد معتاد با مخالفت در مقابل همه، از اينکه کسي به او کمک کند سرباز مي زد


Vigor
active strength or force
نيرو يا قدرت فعال

a. Having a great deal of vigor, Jason was able to excel in all sports.
b. Tom Thumb made up for size by having more vigor than most people.
c. Putting all her vigor into the argument, Patsy persuaded me to let her drive

a- جيسون با داشتن قدرت خيلي زياد، توانست در تمام رشته هاي ورزشي اول شود
b- تام تومب اندام کوچک خود را با داشتن زور بيشتري نسبت به اکثر مردم جبران کرد
c- پتسي با به کار بردن تمام قدرتش در بحث با من، بالاخره من را متقاعد کرد که به او اجازه رانندگي بدهم


Perish
be destroyed; die
نابود شدن ، مردن

a. Unless the plant gets water for its roots to absorb, it will perish.
b. Custer and all his men perished at the Little Big Horn.
c. We are trying to make sure that democracy will never perish from this earth.

a- اگر اب به ريشه گياه براي جذب شدن نرسد، از بين مي رود
b- کاستر و همه مردانش در رودخانه "ليتل بيگ هورن" جان خود را از دست دادند
c- ما داريم تلاش مي کنيم تا مطمئن شويم دموکراسي هرگز از روي کره زمين، رخت برنخواهد بست


Fragile
easily broken, damaged, or destroyed; delicate
براحتي شکسته مي شود ، آسيب مي بيند يا از بين مي رود ، ظريف

a. The expensive glassware is very fragile.
b. Things made out of plywood have a tendency to be fragile.
c. On the box was a label which read, "Fragile! Handle with care!"

a- ظروفي بلوري گران قيمت خيلي نازک هستند
b- چيزهايي که از تخته سه لا ساخته مي شوند، شکننده هستند
c- روي جعبه برچسبي بود مبني بر اينکه: "شکستني! با دقت حمل کنيد!"


Captive
prisoner
زنداني ، اسير

a. The major was grateful to be released after having been held captive for two years.
b. Until the sheriff got them out, the two boys were held captive in the barn.
c. Placido Domingo can hold an audience captive with his marvelous singing voice.

a- سرگرد به خاطر آزادي اش پس از دو سال اسارت خوشحال بود
b- تا زماني که کلانتر انها را مرخص کند، دو پسر در طويله زنداني بودند
c- پلاسيدو دومينگو تماشاگران را با آواز خواني محشرش، شيفته خود کرد


Proper
be successful; have good fortune
موفق بودن ، اقبال خوب داشتن

a. Howard Hughes owned numerous businesses and most of them prospered.
b. No one should prosper from the misfortunes of his or her friends.
c. The annual report showed that the new business was prospering.

a- هاوردهيوزتجارت هاي زيادي داشت و در بيشتر آنها موفق بود
b- هيچکس نبايستي با بدبياري هاي دوستانش، پيشرفت کند
c- گزارش سالانه نشان مي داد که تجارت جديد رونق گرفت


Devour
eat hungrily; absorb completely; take in greedily
با ولع خوردن ، کاملاً جذب کردن ، حريصانه جذب کردن

a. It was a horrid sight to see the lion devour the lamb.
b. The animal doctor was pleased to see the terrier devour the dog food.
c. My aunt devours four or five mystery books each week.

a- صحنه وحشتناکي بود که ديديم شير بره را خورد
b- دامپزشک خوشحال شد که ديد "تري يِر" (نوعي سگ شکاري)، غذاي مخصوص سگ ها را خورد
c- عمه ام هر هفته 4 يا 5 کتاب پليسي را با اشتياق مي خواند


رمز فایل: novinmad.ir

برچسب ها : EmergeJaggedLingerAmbushCraftyDefiantVigorPerishFragileCaptiveProperDevourآموزش کتاب 504 واژه

کلیه حقوق این سایت برای نوین مدرسه محفوظ می باشد.
novinmad.ir